خرید بک لینک
آه شروع جدید چه حس خوبیه!قول میدم از این به بعد با اسم مستعار از آدم ها بنویسم و پست رمز دار زیاد بذارم!+فقط آدرس همه دوستانم رو از دست دادمبیایید آدرس هاتون رو بگید. چندتایی رو یادم هست البته.آقا امر

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 15:36

امروز پویا یهو با یه خانم اومد داخل و گفت این نیروی فرانت جدید! فکر نمیکنم کسی به قدر من خوش حال شد از دیدنش. آه معرکه است. از تنهایی کمی در اومدم. الان که اینو می نویسم وایستادم بالای سر گاز و برای خ

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 9:20

دلم میخواد مستقل شم. دلم میخواد حتی اگه خونه ام 10 متر هم هست باشه ولی برای خودم باشه. زیر بار هیچ کس نباشم. اگه هر شب نون خالی بخورم هم بخورم، ولی خرجم دست هیچ بنی بشری نباشه. خدایا هیچی ازت نمیخوام،

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

بشدت احساس خالی بودن میکنم. حس می کنم این پیش زمینه یه حس دیگه است. پروژه رو نشون الیس دادم. همش گفت خیلی خوبه. اصلا همین که من ES رو تونسته بودم استفاده کنم براش مهم بود. البته که همه سرویس ها روی دا

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

دیگه از چیزی که قبلا می ترسیدم نمی ترسم. اما کسی چه میدونه. زندگی هر روز یه بازی جدید داره.پا به پای پسرای کلاس می مونم و توضیحات بعد از کلاس استاد رو گوش میدم. خیالی نیست چون بارها مسیر رو اون موقع ش

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

یهو وسط این همه کار مونده Swagger نصب کردم که api جدیدم رو مثلا اینجوری تست کنم. دو ساعته دستم بنده به خطایی که میده و رفع نمیشه که نمیشه! واسه کارم همین دو روز پیش سر اون پروژه راهش انداختم کار دو دق

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

دلم تفریح می خواد. قبل از اینکه برو خونه و خودم خفه کنم توی ویس های 9 جلسه کلاس لوئیس لیت برای امتحان دوشنبه...+ تستم رو کامل کردم و یک راست برگشتم خونه. پیام دادم به زهرا با هم بریم ولی عصری جایی گفت

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

خب اگه قراره دوازده شب تعطیل کنید همین الان تعطیل کنید آدم تکلیفش رو بدونه. لطفا از همین الان دوشنبه رو هم تعیین تکلیف کنید بدونم باقی روزم رو حروم ویس های فصل 10 بکنم یا برم سر یه کار معنا دار؟!

+چرا جر زنی می کنید آخه؟! :(

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

خب تعطیلی که تکذیب شد. منم رفتم دو ساعتی رو سر کلاسی نشستم که تعریف رزومه و انواع رزومه رو برام گفت و بالاخره از دست روش پژوهش خلاصی پیدا کردم! بچه ها توطئه کرده بودند کلاس رو کنسل کنند من یک کاره رفت

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

بعضی وقتا آدم دلش میخواد سرش رو بذار روی شانه یکی و فقط گریه کنه. از این درد. از این دردی که باید خفه اش کنی توی خودت. بهش میگم چی شد. میگه مبلغی که میدیم کناره و یک مشت قصه میگه که چرا کمتره. میگم با

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

خب. بالاخره امروز آقای مدیر افتخار داد بیست دقیقه با من حرف بزنه. چرا آدم ها همش می پرسند خوبی؟ اوکیه همه چیز؟ وقتی به وضوح می دونند که نیست؟ کلی حرف زدیم. حال بازگو کردنش نیست. آخرش هم اون رقمی که بع

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

صبح رفتم دانشگاه و آخرین جلسه رو با آقای خ. م. گذروندیم و تموم. رفتم مشاوره اول صبح. اون لحظه که اومدم بیرون خیلی حالم بهتر بود، چون حرف زده بودم، یکی تاییدم کرده بود. اما الان که برگشتم باز تو فکرم.

برچسب: نویسنده: سام بهرامی تاريخ: سه شنبه 3 دی 1398 ساعت: 22:04

صفحه بندی